Thursday, February 17, 2011

خداحافظ بالاترین، من رفتم برای تظاهرات ۱ اسفند اطلاع رسانی کنم.


خداحافظ بالاترین، من رفتم برای تظاهرات ۱ اسفند اطلاع رسانی کنم.

دوستان، پول نویسی، دیوار نویسی، تماس تلفنی با دوست و آشنا و خلاصه همه روشهای متداول اطلاع رسانی را باید به کار گیریم. ایران محدود به دنیای مجازی بالاترین نیست، باید مثل ۲۵ بهمن، اطلاع رسانی گسترده کنیم.

Wednesday, February 16, 2011

اگر من جای جمهوری اسلامی بودم برای حفظ رژیم در این شرایط چه کار می‌کردم ؟

اگر من جای جمهوری اسلامی بودم برای حفظ رژیم در این شرایط چه کار می‌کردم ؟ 

مقدمه:( از امروز تصمیم گرفته‌ام که پا در کفش جمهوری اسلامی بگذارم و شرایط را از دید آنها ارزیابی کنم، شاید دوستان سبزم
:راه حلی جهت مقابله با نیرنگ شریعتمداری صفتان ارایه دهند) توجه: نوشته را با لحن و تن صدای شریعتمداری بخوانید 

الف) جمهوری اسلامی می‌‌داند که دستگیری و محاکمه سران جنبش غیر ممکن یا با نگاهی‌ واقع بینانه تر بسیار پر هزینه می‌‌باشد، بهترین راه کم اثر کردن نفوذ این دو نفر، قطع تمامی راههای ارتباطی‌ یا به اصطلاح حبس خانگی بی‌ سر و صداست چون اولا: سران جنبش با بی‌ اطلاعی از حوادت اطراف عملا قدرت تصمیم گیری و اتخاذ استراتژی مناسب را از دست می‌‌دهند. دوما: حبس خانگی به مراتب کم هزینه تر از روشهای دیگر می‌‌باشد. ضمنا چون خبر دستگیری رسما انتشار نمی‌‌یابد، مبارزین جنبش هم سردرگم و بلاتکلیف باقی‌ می‌‌مانند... مدتی‌ عکس العمل افکار عمومی‌ را .برسی‌ می‌کردم، و به محض پیدا کردن زمان لازم (و با زمینه سازی قبلی‌) نسبت به حذف دایمی سران اقدام می‌کردم

ب) با توجه به محدودیت جنبش در اطلاع رسانی، سعی‌ در تحریک مردم و حضور در خیابان در روزهای پراکنده می‌کردم. اینطوری امکان سرکوب به راحتی‌ میّسر می‌‌شد و با سرکوب عده‌‌ای از مردم بقیه هم به خانه‌هایشان بازمی گشتند. برای این کار ۴ تا جوجه بسیجی‌ را اجیر می‌کردم تا با زدن نقاب سبز مردم را به تظاهرات احساسی‌ (در روزهای پراکنده) دعوت کنند. در اینصورت فقط می‌بایست مراقب بود که قشر کارگری و طبقه زیر متوسط که حاضر به ماندن در ک‌ف خیابان به هر قیمتی هست، وارد ماجرا نشوند که آن هم با گرسنه نگه داشتنشان در فکر یه لقمه نان بی‌ یارانه‌ای حل است. 

ج- اگر کنترل اوضاع از دست خارج می‌‌شد و مردم به خانهایشان بازنمیگشتند، ترتیب یک عملیات تروریستی پر سر و صدا ( از نوع اوایل دهه ۶۰) و قربانی کردن چند مهره سوخته را میدادم تا طبق معمول کار را گردن آمریکا و صهیونیست انداخته و بعد از اجرای چند تظاهرات خود جوش مردم را با خشونت هر چه بیشتر سرکوب می‌کردم. وقاحت هم که کنتور ندارد، می‌‌کشتم اگه صدایش در نمی‌آمد که هیچی‌، اگه ۴ تا فعال حقوق بشر هم بیانیه می‌‌دادن، می‌گفتم اینا بسیجی‌ بودند، طرفدار رژیم بودند و بقیه ماجرا...

د- در تمام این دوران،از تفرقه افکنی بین اقشار مختلف جامعه دریغ نمیکردم. سعی‌ می‌کردم همه جا گرد نا امیدی بپاشم، به فقیر می‌گفتم پولدرهای بالاشهر حقتون رو خوردن، به قشر متوسط و بالاتر هم می‌گفتم اگه اوضاع عوض شه آشوب و هرج و مرج می‌شه...مردم میان سر همدیگه رو تو روز روشن می برن (فاجعه سعادت آباد می‌‌تونست سوژه خوبی‌ باشه) ... 
ادامه دارد ... 

سبز باران

Tuesday, February 15, 2011

در صورت دستگیری آقایان موسوی و کروبی, وعده دیدار,هر روز ساعت 3,همه میدانهای شهرها


در صورت دستگیری آقایان موسوی و کروبی وعده دیدار همه میدانهای شهرها:

سناریوی دستگیری سران جنبش با معرکه گیری چاله میدونی نمایندگان مجلس آغاز شد، و دقایقی پیش ۲۰:۳۰ زمینه سازی دستگیری را تبلیغ کرد. دوستان هوشیار باشیم، روز بزرگ نزدیک است.
در صورت دستگیری سران جنبش، میدانهای شهرهای بزرگ را اشغال می‌کنیم.



لطفا اطلاع رسانی نمایید

چند نکته سبز مربوط به ۲۵ بهمن


چند نکته سبز( هوشیار باشیم )

۱- باید مراقب نیروهای سایبری رژیم بیشتر باشیم. شک نکنیم که مزدوران رژیم در فضای مجازی هم بیکار ننشسته اند و سعی‌ در منحرف کردن جنبش دارند؛بطور مثال، دیروز تعدادی فیلم قدیمی‌ از تظاهرات پارسال، گاها با صداگذاری در یوتیوب پخش شد، دلیل؟ :
الف: بالا بردن سطح انتظار بیننده، بطوری که بیننده پس از اطلاع از خبر دروغ (میلیونی نبودن تظاهرات) با وجود شکوه تجمعات هزاران نفره، مأیوس می‌‌شود چون برای مدتی‌ تصور حضور میلیونی را داشته است.
ب: اعتماد بیننده نسبت به اخبار صحیح و حقیقی‌ کم میشود. در نتیجه، تشخیص اخبار صحیح از دروغ برای عموم مشکل می‌‌شود.
۲- پس از تظاهرات موفقیت آمیز ۲۵ بهمن،عده‌‌ای خواستار تجمع و تظاهرات در ۲۶ بهمن، عده‌‌ای ۲۷ بهمن..بعضی‌ می‌گویند سوم شهید، عده‌‌ای می‌گویند تجمع در مقابل مجلس و عده‌‌ای هم خواستار ماندن در خیابانها هستند. دوستان، فراموش نکنیم که یک تجمع موفق که سرکوب کردنش برای رژیم سخت باشه مستلزم روزها تبلیغ و اطلاع رسانی عمومی‌ است. از کجا معلوم که خود رژیم تبلیغ بعضی‌ از این تجمعات را نمیکند تا به راحتی‌ فعالین را شناسائی و دستگیر کند؟ واقع بینانه ،شرایط فعلی ایران قابل مقایسه با مصر نیست که توقع سقوط حکومت را در عرض چند روز داشته باشیم.

به اعتقاد شخصی‌ من، با اینکه هر مبارز یک رهبره، اما بهتره در مورد پیشنهاد تجمع، تاریخ و محل تجمع کمی‌ پخته تر عمل کنیم. مثلا آقای سازگارا می‌‌توانند یک روز خاصی‌ را از الان اعلام کنند، و ما هم با اطلاع رسانی عمومی‌ مطمئن می‌شویم که حضور مردم از حد نصابی که اجازه سرکوب راحت را از رژیم می‌گیرد، بالاتر می‌‌شود.
سبز و پیروز باشید/
سبز باران